پاييزی

نگو از گل، نگو از يخ

که در پاييزم

نگاهم کن، نگاهم کن

چه دردانگيزم

با من نه گل نه آواز

نه آسمان، نه پرواز

گل مرده آوار برگم

پاييزی‌ام، هم فصل مرگم

اگر در شب، اگر در باد

اگر در اشک، می‌رويم

کدامين گل؟ کدامين باغ؟

من از پاييز می‌گويم

اگر ماهم، اگر خورشيد

اگر هم‌بغض باران

همه عشقم، همه بخشش

ازاينجا تا بهاران 

/ 5 نظر / 2 بازدید
امير

سلام عزيز متن زيبايی رو نوشتی خوشحال ميشم با شما در ارتباط باشم من هم اپيدم بيايی خوشحالم ميکنی

keyvan

... bazam ma mehriya mehriyaro on jori ke bayad beshnasim nemishnasiiim sakhte shenakhtaneshoon...

دلقک

شرمنده از بی خبريم . يه جور ديگه بر گشتم.

borzoo bahare

از هر چه سقف بیزارم از اتاق ها و پناهکده ها که امنیت خرد تردیدند پس بر بام خانه سقف بزرگ را جستجو می کنم آن اطمینان محکم که فرونریزد از هر چه سقف بیزارم که آوار امنیت را بر سر دلم بارها شانه خرد کرده ام از هر چه سقف بیزارم آن سقف ترین بی سقفی ها را نشانم دهی