ناخوشی دنیای جدیدی در من تولید کرد ،

یک  دنیای ناشناس و محو و پر از تصویرها و رنگها و میلهایی که

در حال سلامت نمیشود تصور کرد ....

صادق هدایت ـ بوف  کور

 

/ 3 نظر / 8 بازدید
حامد

بعضی وقتا اين نا خوشی ها خيلی هم بد نيستند ... صادق خانم گفتن که

غير نورمال

اگه واقا دوستيمون برات اهميت داشت مياومدی میپرسيدی که من چمه خوب حتما مهم نيست دلخوری که بعد واسم پيش اومد خيلي بيشتر از دلخوريه قبله من يه ترفه به قاضی نرفتم تو می اومدی محاکمه ات را می شندی تا بد حکم صادر می شد معلوم وقتی يه طرف حضور نداشته باشه نمی تونه از خودش دفاع کنه حکم من هم اين نيست که تو دوست خوبی نيستی حکم من اينه که من اونقدر ارزش ندارم که دلخوريم واست اهميت داشته باشه مهم نيست فقط فهميدم چه جايگاهی تو اين دوستی دارم شايد فقط يه دلقکم که می تونم خنده را رو لبات بيارم و اينو می دونم که وقتی خودم را جای تو می زارم بيشتر ميسوزم چون اگه يه روزی تو از من دلخوربشی اونوقت .... حتی تصورش هم برام سخته نميخوام بش فکرکنم !!! و مطمئن باشکه اگه اين دوستی از نظرمن تموم شده بود راجع بهاش نه اينجا و نه هيچ جايه ديگر چيزی نمينوشتم البته تاکيد ميکنم هنوز ،ممکنه يه موقعي فرصتها از دست بره و یه دلخوری ساده تبدیل به یه کینه لاینحل بشه!!!!!