حجمی به سنگینی همه این شبها رو سینه امه

تحملش از توانم خارجه.....

اما توانی برای کنار زدنش ندارم

فقط زیر بارٍش آروم آروم آب میشم

و بی هیچ صدایی چشمه ای از سینه ام میجوشه....... 

/ 0 نظر / 4 بازدید