۲۶ دی ماه

سالروز شبی که روحم بکارتش را از دست داد....

و هيچ گاه فراموش نمی‌کند تجاوز را

در بيابانی سرد و سخت

تنها و بی‌کس زير نگاه خيره ستارگان

که همچنان چشمک زنان نگاه می‌کردند................

/ 15 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
Croco

نه برای روح ... نه برای جسم بکارت افتخار نيست . نشان ترس است و ضعف ... روح و جسم را بايد به جنگ زندگی برد و سر افراز بيرون اورد ... وگر نه در گرداب زندگی غرق شد رفيق ... غصه نخور ....

نرگس

و تو هم آغوش روحت همچنان در زير نگاه خيره ی آنها در اين بيابان ره خواهی سپرد ... سنگين است ... می دانی ؟

pink floyd

گر بدين سان زيست بايد پست من چه بی شرمم اگر فانوس عمرم را به رسوائی نياويزم بر بلند کاج خشک کوچه ی بن بست گر بدين سان زيست بايد پاک من چه نا پاکم اگر ننشانم از ايمان خود چون کوه يادگاری جاودانه بر تراز بی بقای خاک!!!

khodaa

نه سلام اين گونه مينديش که بکارتممممممممم بکارت تنها يک پرده نيست بلکه طرز تفکر است شايد آن پرده نماد ظاهری آن باشد اما باتن است که اصل است از اين هرفها گذر کن

aras

سلام دوست من .... نميدونم درباره اين پست چی ميتونم بگم .... اغلب پستها رو خوندم و بی تعارف ٬ از خوندنشون لذت بردم . از آشنايی با مطالب وبلاگتون خوشحالم .

tina

اون اثار زخمهای کهنه بر روحم باقيست...

کلاغ کوچيکه

نمی دونم برای من هم تو اين روز يه اتفاقی افتاد که باعث شد بعدها خيلی اتفاق ها بيفته...اما بکارت چيزی است که خيلی وقت است از دست رفته...اين روزها کمتر روحی را می توانی بيابی که برايش بکارتی مانده باشد....روزهای سختی است...شاد باشی.

tina

روزگار غزيبی است دوست عزيز... به روز کردم و منتظرتم...

`parysa

سلام ياسی جون اولين باره که نوشته هاتو ميخونم. خودمونيما واسه خودت يه پا نويسنده ای!!!!